مدیریت استراتژیک
به نام یزدان پاک
عنوان پروژه
مدیریت استراتژیک
استاد راهنما
جناب آقاي دکتر کریمی
گردآورنده
فرزاد کوچکی بختیاري
پاییز 98
*به نظر شما چگونه می توان آینده را بر مبناي آموزه هاي استراتژیک پیش بینی نمود؟*
بــراي آنکــه بخــواهیم پیرامــون ایــن پرســش بــه پاســخ هــاي درســت برســیم نیــاز اســت کــه در آغــاز بــدانیم استراتژي چیست؟
و چه کاربردي براي حال و آینده ما دارد؟
تـاپیش ورود بـه گفتمان های دانشی مـدیریت پـروژه ،مدیریت کسب و کار و... هـر گـاه واژه اسـترتژیک را مـی شـنیدم ناخودآگـاه بـه یـاد جنـگ و جبهـه و موقعیت سوق الجیشی ، استراتژیکی و... می افتادم
رفته رفته کـه مـدیریت کارهـاي بـزرگ و انجـام پـروژه سـنگین نفـت و گـاز را عهـده دار شـدم و همچنـین بیشـتر و بیشـتر وارد کـارزار و زندگی شدم واژه استراتژیک هم در زنـدگی روزمـره مـن پـر رنـگ تـر شـد، تـا جـایی کـه بـه خـوبی دریـافتم پشـت واژه اسـتراتژیک یک دانش بسیار شگفت انگیـز ایسـتاده و تفکـري بسـیار ارزشـمند در دنیـاي امـروز و بـویژه آینـده اسـت کـه در جـاي جـاي زنـدگی و جامعه وامروز و آینده ما کاربرد و جایگاه
بنیادین دارد
اسـتراتژي کـارکرد بلنـد مـدت یـک شـرکت یـا سـازمان بـر اسـاس تصـمیمات آنهـا ، اهـداف برنامـه ریـزي شـده در یـک سـازمان را نشان می دهد.
اسـتراتژي ایـن روزهـا نـوعی رویکـرد اسـت کـه احتمـال موفقیـت مـا را در زمینـه کسـب و کـار، بازاریـابی، زنـدگی فـردي و غیـره افزایش میدهد.
• هنگامی ما بخواهیم رشته تحصیلی انتخاب کنیم وارد بحث استراتژي شده ایم
• هنگامی که مـا مـی خـواهیم در مـدیریت سـازمان و شـرکت خـود تصـمیم درسـت بگیـریم و موفـق شـویم وارد ایـن بحـث شـده ایم
• سازمان ها با استفاده از مدیریت استراتژیکی می توانند خلاق و نوآور باشند و انفعالی عمل نکنند.
• ما نیر میتوانیم با این روش آینده را کنترل کرده و در اجراي پروژه هاي خود موفق باشیم.
• استراتژي یعنی بتوانیم تصمیم دقیق درباره نحوه رقابت با دیگران بگیریم.
• الگویی خاص در مجموعه اي از تصمیم ها داشته باشیم
• یعنی کارهایی را انجام دهیم که کسی جز ما آن را انجام ندهد.
مدیریت استراتژیک مجموعه روش هایی است که به یک سازمان کمک می کند کارهایش را آسان تر و بهتر به انجام برساند.
اسـتراتریک روش هـایی بـراي تصـمیم گیـري درسـت اسـت کـه بـا وجـود آن آینـده ي سـازمان تحـت تـاثیرات گوناگونی قـرار مـی گیرد.
*استراتژي یعنی برنامه ریزي و هدایت عملیات.*
استراتژي باعث می شود سازمان ها موثر و راهبردي فکر کنند و بر سرنوشت سازمان تاثیر بگذارند.
استراتژي راه هایی را پیش روي سازمان ها می گذارند تا تصمیم هاي مهم را با برنامه ریزي بگیرند و در عملکرد موفق باشند.
استراتژي شاخه ایسـت از علـم مـدیریت ، کـه بعنـوان مثـال در عرصـه هـاي نظـامی کـه در پیشـگفتار گفـتم ، اقتصـادي ، تجـارت و مخصوصا سیاسی کاربرد هاي بسیاري دارد.
فرآیند مدیریت استراتژیک:
تدوین:
نیاز ضروري هر کسب و کار، هر سازمانی امروزه نیاز به برنامه اي براي اجرایی کردن آن در سازمان دارد.
اجرا:
کمک می کند که یک الگوي تصمیم بسازند و با استفاده از آن موفقیت سازمان تضمین می شود.
ارزیابی:
وضعیت سازمان در حوره عملکـرد کنتـرل مـی شـود و مشـخص مـی شـود کـه سـازمان تـا چـه حـدي در اسـتراتژي سـازمان موفـق بوده است.
نکته:
اسـتراتژي هـدف نیسـت ، گامی بـراي رسـیدن بـه آماج و اهـداف برنامـه ریـزي شـده اسـت یعنـی کمـک اینکـه چگونـه اهـداف را بدسـت بیاوریم.
در این بحث سه سوال هست که باید پرسیده شود:
• در کجاي مسیر هستیم؟
• به کدام سمت می خواهیم برویم؟
• چگونگی رسیدن به مقصد مشخص می شود؟
امروزه استراتژي به شکلی است که حتی مردم عادي هم از این بحث براي پیدا کردن راه خود استفاده می کنند
مانند:
انتخاب رشته تحصیلی شروع کسب و کار جدید در مسیر شغلی، در استراتژي باید نقشه بکشیم چگونه به موفقیت برسیم.
مدیران با استفاده از مدیریت استراتژیک به عملکرد بهتري می رسند.
این نوع مدیریت در استراتژي رقیبان با استراتژي ماموریت شرکت مشخص می شود.
موضوعی مهمتر از مدیریت استراتژیک وجود دارد که آن را چشم انداز می نامیم
این چشم انداز به سازمان کمک می کند توانایی این را داشته باشد که ببیند اوضاع در آینده به کجا می رسد.
در ادامه گفتار بالا، بـراي اینکـه بتـوانیم آینـده را بهتـر و بیشـتر از آنچـه گفتـه شـد بـر مبنـاي آمـوزه هـاي اسـتراتژیک پـیش بینـی نمـاییم نیـاز اسـت بـدانیم کـه بزرگـان و کاشـفان اسـتراتژیک چـه گفتـار و سـخن و راهکـار و راهنمـایی هـایی بـراي مـا بـر جـاي گذاشته اند؟
و یا اینکه روش پیش بینی کاشفان بزرگ در این راستا چه بوده است؟
نخستین درس کاشفان بزرگ در زمینه آینده نگري این است که خود را براي آنچه در آینده با آن روبرو خواهیم شد، آماده کنیم
دومین آموزه کاشفان بزرگ که از آموزه نخست آینده نگري نشأت می گیرد، این است که
نیازهاي آینده را پیش بینی کنیم.
کاشفان بزرگ براي شناسـایی نیازهـاي احتمـالی آینـده خـود رنـج هـاي فراوانـی را بـه جـان مـی خریدنـد تـا بداننـد بایـد بـراي چـه چیزي آماده شوند.
آن ها می دانسـتند اگـر نیازهـاي آینـده را پـیش بینـی نکننـد ، عاقبـت سـختی در انتظارشـان خواهـد بـود ؛ بنـابراین مـدت هـا پـیش از آغاز سفر اکتشافی خود سعی می کردند موقعیت هاي مختلفی را که ممکن بود با آن مواجه شوند پیش بینی کنند.
امـروز ، مـا نیـز کاشـفان آینـده هسـتم، بایـد هـر آنچـه را کـه ممکـن اسـت بـا آن روبـرو شـویم، پـیش بینـی کنـیم تـا بتـوانیم بـراي رویارویی با آن آماده شویم.
سومین درس آینده نگري کاشفان بزرگ این است که به هنگام نیاز، از اطلاعات ناقص نیز استفاده کنید.
بدون شـک مـا مـی خـواهیم از بهتـرین اطلاعـات موجـود اسـتفاده کنـیم ، امـا هنگـام تصـمیم گیـري ، نبایـد برخـی اطلاعـات را تنهـا به این علت که به اندازه کافی جزئیات را در بر ندارد یا چندان درست به نظر نمی رسد، بی ارزش قلمداد کنیم و نادیده بگیریم.
در دوره رنسانس، ناخداها در سفر بـه دور دنیـا از نقشـه هـایی اسـتفاده مـی کردنـد کـه گذشـته از ابتـدایی بـودن ، بـی اسـاس و خـلاف واقع بودند. کاشفان بزرگ می دانستند وقتی حیران و سردرگم شوند، هر نقشه اي را می توان دستاورد الهی به شمار آورد.
امروز بسیاري از مردم فکر می کنند که ما نمی توانیم چیزي از آینده بدانیم.
در عالم نظر، 999/99 درصد حق با آن هاست، اما درصحنه عمل، این گونه افراد سخت در اشتباه اند.
در عمل آنچه نمی تـوانیم دربـاره آینـده بـدانیم ، اهمیـت کمتـري دارنـد و همـان مقـدار نـاچیزي کـه مـی تـوانیم بـدانیم ، بسـیار حـائز اهمیت اند و به ما در تصمیم گیري بهتر کمک می کنند.
مسئولیت ویژه ما در قبال آینده، تعالی آن است، نه پیش بینی آن؛ واین دست کم پیش بینی عاري از اشتباه است
پنجمین درس کاشفان بزرگ در زمینه آینده نگري این است:
علاوه بر اندیشیدن به آینده نزدیـک ، در اندیشـه آینـده دور نیـز باشـید .
گـاهی میـان رویـاي رهبـري یـک سـفر اکتشـافی تـا بازگشـت کاشفان بزرگ به خانه، سال ها فاصله وجود دارد.
کریستف کلمب، سـال هـاي متمـادي از ایـن شـهر بـه آن شـهر مـی رفـت تـا سـرمایه لازم را بـراي سـفر در آب هـاي اقیـانوس اطلـس تأمین کند.
ششمین آموزه آینده نگري کاشفان بزرگ رهنمون می سازد: رؤیاپردازي اثربخش را از یاد نبرید.
کاشفان بزرگ اساساً مردان عمل بودند؛ نه ماجراجویانی خانه نشین که تنها رویاهاي بزرگ در سر بپرورانند.
دغدغه اصلی آن ها، تحقق عملی دیدگاه هایشان بود و رؤیاپردازي یا خیال بافی تنها یکی از ابزارهاي کارشان به شمار می آمد.
کاشـفان بـزرگ، مـدت هــا پـیش از آن کـه کشــتی خـود را بـه آب بیندازنــد، آن را غوطـه ور در آب هـاي نیلگــون اقیـانوس هـا تصــور می کردند
در پایان نیاز است که هفت آموزه آینده نگري بزرگان را بار دیگر مرور کنیم:
1. خود را براي آنچه در آینده با آن روبرو خواهیم شد، آماده کنیم
2. نیازهاي آینده را پیش بینی کنیم
3. در هنگام نیاز، از اطلاعات ناقص نیز استفاده کنیم
4. منتظر غیرمنتظره ها باشیم
5. علاوه بر اندیشیدن به آینده نزدیک، در اندیشه آینده دور نیز باشیم
6. رؤیاپردازي اثربخش را از یاد نبریم
7. از پیشینیان خود در س بگیریم
نکته پایانی اینکه پیش از هرگونه تئوري پردازي و هرکار و کنش دیگري روحیه عملکرایی در شرکت ، سازمان وخودمان را بالا ببریم
زیرا:
به عمل کار برآید به سخندانی نیست
منابع:
حضور در کلاس و بهره گرفتن از دانش استادان
بررسی و مطالعه منابع و جزوه ها و پرسش نامه هاو...داده شده از سوي آموزشگاه
تجارب مدیریتی بیش از ۳۰ سال کار در پروژه های صنعتی
پیروز باشید
نظرات کاربران
افزودن نظر
سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی (ایمیدرو)
شرکت معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری
شرکت دانا پرداز مجازی (ویلندز)