کنترل تورم غذا
مسئله:آیا می توان کاری کرد که قیمت غذا(صبحانه،ناهار،شام) به کندی گران شود؟ متوقف و معکوس شود؟
شرح:
1-ما می خواهیم بدانیم که آیا قیمت خرید و فروش غذا در سطح خریداران بزرگ باعث افزایش قیمت خرید و فروش غذا در سطح شهر می باشد؟
2-آیا می توانیم گرانی غذا را با مدیریت خرید و فروش غذا بین خریداران بزرگ کنترل کنیم؟
طی فعالیت هایم از سال 1381 در صنعت کیترینگ به این تجربه دست یافته ام که قیمت غذای معامله شده در سطح خریداران بزرگ معیاری برای قیمت گذاری غذاهای منوی غذایی صنوف سطح شهر است و همچنین قیمت غذای منوی غذایی صنوف برند معیاری برای کشف محدوده قیمتی غذا شده است.دلار در محدوده فروردین1397تا کنون بیش از 12برابر گران شده است درحالیکه قیمت چلوجوجه کباب در همین بازه زمانی بیش از 20برابر گران شده است.
خریداران غذا که می توانند در پله گذاری قیمت غذا نقش ایفا کنند
1-خریداران سازمانی دولتی 2-خریداران شرکتی از گروه بورسی ها 3-خریداران غذا از صنوف برند
تامین کنندگانی که می خواهند در تامین غذای این خریداران بزرگ شرکت کنند می بایستی یکسری الزامات را رعایت کنند بنابراین بخودی خود تامین کنندگان صنفی از گروه متوسط و گروه بزرگ قادر خواهند بود که اعلام قیمت فروش غذا به این خریداران بزرگ غذا بنمایند.
به همین راحتی گروه صنوف کوچک و صنوف مشاغل خانگی فیلتر و از امکان قیمت دهی خارج می شوند.
بدلیل وجود الزامات تعیین شده از سوی خریداران بزرگ، یکسری از تولیدکنندگان صنعتی نیز امکان نوآوری و صنعتی کاری و حضور در فرآیند فروش غذا به این خریداران بزرگ را از دست می دهند.
بدین ترتیب بخاطر1-الزامات خریداران بزرگ که بدون رعایت مصالح مالی سازمانی و منافع کشور و شرایط جامعه تعیین شده است 2-بخاطر مسلط نبودن به کار و عدم بکارگیری روش های نوین توسط کارفرما در همین بدو اجازه ورود به دو گروه داده می شود و تعداد تامین کنندگان یعنی تعداد رقبا را کاهش می دهند.
سپس خریداران بزرگ می آیند شروطی برای گزینش تامین کننده غذا می نمایند که از مهمترین آنها عدم پیش پرداخت خرید غذا و پرداخت صورت وضعیت در دوره های ماهانه می باشد.
بدین ترتیب بخاطر1-شرایط خریداران بزرگ در تحمیل ضعف سیستم بودجه ریزی سازمان و شرکت خود به تامین کننده غذا که با عدم پیش پرداخت غذا ظهور پیدا می کند 2-عدم توانایی در مدیریت زمان های خرید و تحویل غذا و مدیریت توزیع و سرو غذا دوباره در همین بدو باعث حذف یکسری دیگر از تامین کنندگان متوسط و بزرگ صنفی می شوند.
با توجه به موارد بالا می بینید که خریدار بزرگ بخاطر 1-الزاماتی که بر مدار آینده نگری نیستند 2-شرایطی که ناشی از ضعف سیستم خودش هست 3-ضعف دانش مدیریتی کارفرما 4-ضعف دانش سرویس دهی پذیرایی و پشتیبانی کارفرما 5-عدم پیش پرداخت و تسویه بموقع فاکتورهای فروش غذا؛ خودش باعث ایجاد پله های قیمتی غذا از یک سطحی به بالا را برای خود سبب میشود.
چه گروه تامین کنندگان متوسط و بزرگی وارد مرحله قیمت دهی غذا به خریدار بزرگ می شوند؟
1-صنوف برند 2-پیمانکاران بزرگ
دو گروه فوق و خریداران بزرگ باعث گذاشته شدن پله قیمتی غذاها در سطح سازمانی می شوند.
صنوف برند چون منوی قیمتی تابلو صنفی شان بالا هست خریدار بزرگ را در مداری نگه می دارند که حول و حوش آن قیمت بچرخد.
پیمانکاران بزرگ نیز چون توانایی تحمل خواب پول را دارند خریدار بزرگ را در مداری نگه می دارد که چاره ای جز من نداری.
چه اشخاصی اجازه پایین آمدن قیمت غذا(عمدی یا سهوی) را نمی دهند:
1-دولت با تخصیص اقلام کالاهای اساسی(سبدکالا) به کارکنان2-بهزیستی3-کمیته امداد 4-سازمان یارانه های کالاهای اساسی 5-سازمان تبلیغات اسلامی و نهاد ذیربط در شهرداری در رویدادهای مذهبی
نحوه قیمت گذاری غذا بتوسط صنوف راه نیافته به گروه تامین کنندگان خریداران بزرگ:
1-دستیابی به اطلاعات قیمت از طریق اطلاعات شفاف سامانه ستادیران 2-مراجعه به سایت و فروشگاه اینترنتی صنف برند 3-مراجعه به محل رستوران چلوکبابی تهیه غذای صنف برند 4-تحقیق بازار
سپس با توجه به پله قیمتی نهاده شده بتوسط خریداران و فروشندگان بزرگ، رنج قیمتی منوی غذایی خود را تعیین می کند.
1-یکسری بخاطر سفارشی کاری اقدام به قیمت گذاری بالاتر از پله قیمتی خریداران و فروشندگان بزرگ می کنند.
2-یکسری بخاطر کسب سهم از بازار اقدام به قیمت گذاری پایین تر از پله قیمتی خریداران و فروشندگان بزرگ می کنند.
همگی موارد بالا نشان می دهد که محدوده قیمتی در حوالی پله قیمتی می باشد.
نتیجه: می بایستی قبل از ایجاد پله قیمتی مستند به جدول شاخص قیمت خوراک ایران که در سامانه معاملات خوراک تعبیه شده است بستر را فراهم کنیم و موقعیکه این پله قیمتی می خواهد گذاشته شود مداخله و مدیریت کنیم.
موارد مداخله چه بایستی باشد:
1-دولتی ها، حکومتی ها،نهادهای شهری فقط ملزم به خرید و فروش از طریق سامانه ستادیران نباشند.
2-سامانه های خصوصی خرید و فروش عمده غذا از جمله سامانه معاملات خوراک به دولتی ها،حکومتی ها،نهادهای شهری معرفی شوند.
3-الزام شود که خرید الزاما از یک تامین کننده نبایستی صورت بگیرد.
4-الزام شود که شرکت مشاوره تخصصی حوزه صنعت کیترینگ بایستی ساختار الزامات،شرایط خرید و فروش غذای خریدار بزرگ را هر سال بررسی و بروزرسانی و تایید نمایدو منحصر به یک مشاور نیز نباشد.
5-الزام شود خرید از تامین کننده ای بایستی باشد که مبلغ معینی از معاملات خود را در پروژه معین شهری (شهری که در آن پیمانکاری می کند)سرمایه گذاری کند.(تا آبادانی های کوچک و توزیع ثروت اتفاق بیفتد)
6-الزام شود در خرید از تامین کنندگان به خرید از تامین کنندگان صنوف خرد و صنوف مشاغل خانگی نیز سهم داده شود.(تا پیمانکاران آینده تربیت شوند)
چگونه مدیریت می کنیم:
1-از طریق استانداردهای عرضه غذای شرکتی،رویدادی،سطح شهر، هوایی،رژیمی پیروی از الگوی معین را برای فعالان خرید و فروش غذا دنبال می کنیم.
2-از طریق ثبت و نمایش قیمت میانگین معاملات انجام شده شرکتی سازمانی پله قیمتی را برای هر استاندارد عرضه معلوم می کنیم.
3-از طریق فرهنگ سازی و آموزش اقدام به اقناع آنها در منطقی و علمی و عملی بودن این اقدامات می کنیم که متوجه نفعشان بشوند.
4-از طریق نظرسنجی صنفی و نظرسنجی مردمی فرایندهای فوق را رصد می کنیم و باگها را پیدا می کنیم و برایش راهکار می یابیم.
5-از طریق فروش آتی خوراک،پای دارندگان سرمایه های خرد و بزرگ را به این بازار باز می کنیم تا به رشد تولید منجر شود.
موارد بالا چطور باعث کندی گرانی غذا می شوند؟چطور متوقف می کند و فرآیند معکوس می شود؟
با بازگذاشتن راه برای ورود سامانه خصوصی خریدو فروش غذا،معیاری برای مقایسه فراهم می شود.
با شفاف کردن منافع باعث می شویم که خریدار بزرگ قانع شود که پیش پرداخت بدهد و سرموقع تسویه حساب بنماید. چون متوجه می شود چنانچه اینکار را نکند خودش،خانواده اش،فامیل و دوست و آشنایش در پله های بعدی مجبور هستند تبعات این گرانی را متحمل شوند.
با تعریف جیره پشتیبانی احیاجوها که یکی از موارد جیره ، پک غذایی تامین شده بتوسط تامین کنندگان می باشد باعث کندی گرانی غذا در واحدهای کوچک و متوسط می شویم.
سرمایه گذاران خرد و بزرگ موقعیکه قیمت غذا ارزانتر هست اقدام به خرید می کنند و برای موقعیکه فکر می کنند سود معقولی می توانند بدست بیاورند فروش آتی خوراک را ثبت می کنند.بدین ترتیب قیمتها متعادل می شود و قیمت ها برای تاریخ هایی در جلوتر معلوم می باشند.
چون فروش آتی هست و مبالغ از سمت فروشنده از خریدار دریافت می شود بنابراین با طمانینه اقدام به خرید مواد اولیه غذا می نماید پس گران نمی خرد پس قیمت تمام شده غذا پایین می آید.
چون پیش پرداخت می گیرد بنابراین وام نمی گیرد بنابراین نرخ بهره بانکی روی قیمت غذا سرشکن نمی شود.
چون پیش فروش می کند بنابراین کمتر تبلیغ می کند بنابراین هزینه تبلیغات و بازاریابی بعنوان بالاسری به مصرف کننده نهایی تحمیل نمی شود.
چون فروشش روتین دارد انجام می شود بدنبال ارتقای تکنولوژی و بهبود سیستم و روشها می رود در نتیجه بازدهی فضا،دستگاه ها و سرمایه و نیروی انسانی بیشتر می شود در نتیجه دوباره قیمت ها قابلیت کاهش می یابند.
در این مرحله چنانچه تخصیص یارانه از روی کالاهای اساسی به روی غذای نهایی جابجا شود باعث فرآیند معکوس یعنی کاهش قیمتی نیز می شود.
با جمع کردن نرم ها،شاخص ها می توانیم به استمرار موثر این طرح قوت ببخشیم.
نظرات کاربران
افزودن نظر
سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی (ایمیدرو)
شرکت معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری
شرکت دانا پرداز مجازی (ویلندز)