لطفاً صبر کنید ...
loading

نوسانات نرخ ارز بر صنعت و تولید

گرد آورنده :
بهنوش شایسته
ارسال شده در تاریخ: 1399/07/08


از آنجائیکه تجارت میان کشورها قبل از قرن نوزدهم در سطح پایینی بود، چگونگی ارزش
پول کشورهادر برابر هم اهمیت و تأثیرچندانی در اقتصاد کشورها نداشت. از این جهت مکانیسمهاي اثرپذیري و اثرگذاري نرخ ارز در اقتصاد کشورها هم چندان اهمیت بررسی و سیاستگذاري نداشت. در طی قرون نوزدهم و بیستم و خصوص ًا بعد از انقلاب صنعتی در اروپا، بهدلیل رشد سه انگیزة تولیدي ) تخصصی شدن، مزیت نسبی، صرفه هاي ناشی از مقیاس(، تجارت با سرعت قابل ملاحظهاي در میان کشورهاي جهان توسعه پیدا کرد. اولین انگیزه ، کارایی بیشتر تولیدات در صورت وجود تقسیم کار در امر تخصصیتر شدن تولیدات بر اساس نظریه آدام اسمیت بود. یعنی چنانچه هر واحد تولیدي، وسعت محصول خود را کوچکتر کند ولی تخصصیتر و عمیقتر بهتولید بپردازد، میزان تولیداتش افزایش مییابد. درنتیجه کارایی و بهرهوري تولید بالا رفته و تولیدات ارزانتر و با کیفیت بهتر و میزان بیشتر به بازار عرضه میشود. چنانچه تحلیل سطح کلان اقتصادي کشور را بر مبناي تحلیلهاي خرد محور ، از عملکرد مجموع واحدهاي اقتصادي درون اقتصاد بدست آوریم ، امر تخصصگرایی به سطح اقتصاد کل کشور نیز سرایت میکند. درنتیجه کشورها بهجاي تولید همۀ کالاها و خدمات، در برخی از زمینهها تولیداتشان بهصورت تخصصی توسعه مییافت و سایر کالاها و خدمات خود را از کشورهاي دیگر تأمین میکردند. این فرآیند باعث رشد تجارت در میان کشورها و در قرن
اخیر شده است.
دومین انگیزه مزیت نسبی تولیدات در جهان بود . بهغیر از تخصصیتر شدن تولید که باعث میشود کالاها و خدمات ارزانتر و با کیفیت بهتر تولید و به بازار عرضه شوند، وجود مزیت نسبیتولید هم باعث ارزانتر شدن و رشد کیفیت کالاها و خدمات تولیدي میشود. یعنی کالایی بهدلیل کاربربودن فرآیند تولید آن درکشورهاي داراي نیروي کار زیاد و ارزان ، بسیار بهصرفهتر از سایر نقاط جهان میشود و کالاهاي سرمایه بر در کشورهاي داراي سرمایه زیادو ارزان بهتر از سایر نقاط جهان تولید و عرضه میشود. شرایط جوي و زمین و بسیاري از عوامل دیگر نیز میتواند در امر مزیت نسبی تولید مؤثر باشد. اما این عوامل و شرایط در نقاط مختلف دنیا پخش شده است در هر کشوري بهطور انحصاري وجود ندارد. اگر بخواهیم از مزیتها و فواید مزیت نسبی تولید در جهان استفاده کنیم، میبایست هر اقتصادي با توجه به مزیت تولید به سمت تولید کالاهاو خدماتی برود که در تولید آن مزیت دارد وسایر کالاهاي مورد نیاز خود را از سایر اقتصادها تأمین نماید. درنتیجه وجود مزیت نسبی تولید، انگیزهاي دیگر براي توسعه
تجارت میان کشورها در قرون اخیر بوده است.
انگیزه سوم که با رشد جمعیت جهان اهمیت بیشتري نیز پیدا می کند ، صرفههاي ناشی از مقیاس در تولید است. با توجه به مباحث هزینههاي متوسط بلندمدت تولید، مقیاس تولید
در سطح معینی از میزان تولیدات بسیار پایین میآید و باعث میشود کالا و خدمات بسیار ارزانتر تولید شوند که به آن صرفههاي ناشی از مقیاس گویند. در بسیاري از زمینههاي تولید، بازار داخلی براي پوشش سطح تولیدات براي دستیابی بهصرفههاي ناشی از مقیاس کفایت نمیکند و واحدهاي تولیدي باید نگاهی به بازارهاي مصرف کشورهاي دیگر داشته باشند.
درنتیجه این امر باعث رشد تجارت در جهان در طی قرون اخیر شده است.
با توجه بهدلایلی که ذکر شد، رشد تجارت در جهان در قرون اخیر امري غیر قابل اجتناب بود و در زمان حال نیز وابستگی کشورها بهتجارت بهمنظور پوشش کالاها وخدمات مورد نیاز خود و افزایش سطح رفاه جهانی، روز به روز بیشتر میشود . رشد تجارت در میان کشورهاي جهان اهمیت تأثیر نرخهاي برابري ارزش پول کشورها را بر اقتصاد کشورها ، هرچه به سمت آینده میرویم ، بیشتر میکند. زمانی همه کالاها و خدمات مورد نیاز هر کشور در داخل همان کشور تولید میشد و نرخ ارز فقط در مورد تنوع سلیقهها در برخی از کالاهاي لوکس مؤثر بود . ولی الان نرخ ارز از طریق تولید، تقاضا، سطح قیمتها ، اشتغال ، بهره و سایر متغیرهاي کلان بر پیکرة اقتصاد یک کشور اثر میگذارد. ارز میتواند از طریق تغییر در قیمتهاي نسبی کالاهاي داخلی و خارجی بر چگونگی مصرف در اقتصاد، ازنظر مقدار ، تنوع و ترکیب )از لحاظ داخلی و خارجی بودن( تاثیر گذاشته و درنتیجه بر تقاضاي کل اقتصاد مؤثر باشد. ارز میتواند از طریق مواد اولیه تولیدي، نقل وانتقال نیروي کار و سرمایه، بر تولید در اقتصاد کشورها مؤثر باشد. همچنین نرخ ارز میتواند از طریق اثرگذاري بر پایه پول انتشار یافته در اقتصاد بر حجم پول و تقاضاي کل و سطح قیمتهاي اقتصاد کشورها مؤثر باشد. درنتیجه نرخ ارز میتواند یکی از عوامل مهم تغییر رفاه مردم و رشد اقتصادي در هر کشوري باشد. از این جهت است که با رشد تجارت و افزایش اهمیت نرخ ارز دراقتصاد کشورها، نظریات و سیاستگذاريهاي و تصمیمات در مورد نرخ ارز در جهان در طی قرن اخیر رشد چشمگیري داشته است. همین امر باعث بهوجود آمدن چالشهاي نظري در مورد چگونگی کنترل نرخ ارز توسط دولتها براي بهرمندشدن از تأثیرات مثبت ارز بر رفاه و رشد اقتصادي کشورها و جلوگیري از اثرات منفی آن شده است. در حقیقت تصمیمگیري در مورد چگونگی تغییرات نرخ ارز بهیکی از ارکانهاي توسعه کشورها و رشد رفاه در سطح هر جامعهاي بدل شده است و اهمیت آن روزبهروز با رشد تجارت و جهانی شدن اقتصاد بیشتر میشود. در کشورهاي توسعه یافته بهعلت وجود ظرفیتهاي بالاي تولیدي ، نرخ ارز یکی از کانالهاي توسعه بازار فروش از داخل بهخارج بوده است. بدینمعنا که کشورها با کاهش سیاستی ارزش پول داخلی نسبت بهارزش پول خارجی بهدنبال جذب تقاضاي خارجیان براي کالایشان شدهاند و از این طریق صادرات را توسعه دادهاند و توسعۀ صادرات یکی از ابزارهاي مهم توسعه تولید خصوص ًا در کشورهاي توسعه یافته بوده است. سالها سیاست کاهش ارزش پول داخلی ابزار رشد صادرات
کشورها بوده است. اما این موضوع باعث بوجود آمدن دوجنبه متناقض در کشورها شده است. اولین مورد این است که چنانچه تمامی کشورهایی که باهم تجارت دارند این سیاست را اجرا کنند، رقابت میان آنها در کاهش ارزش پول یا کاهش موانع تجاري ، اثرات کاهش نرخ ارز بر صادرات را خنثی و منجر به کاهش سطح تجارت میان آنها میشود. بر این اساس موافقت نامه عمومی تعرفه و تجارت )GATT(1 و سپس ایجاد سازمان تجارت )WTO(2 بهمنظور جلوگیري از این سیاستها و کاهش رشد تجارت آزاد میان کشورها در قرن اخیر باعث شده استفاده از سیاست کاهش نرخ ارز یا موانع تجاري بهمنظور رشد صادرات کاهش یابد. اما مشکل دیگر پیش آمده در این زمینه این است که افزایش سطح صادرات از طریق کاهش ارزش پول باعث میشود در داخل کشور مصرف حال بهآینده منتقل شود ، زیرا نیروي کار کشور میبایست کالاي تولیدي خود را ارزانتر از قیمت واقعی آن )زمانی که ارزش پول داخلی کاهش یابد( بهخارجیان عرضه کند. البته این سیاست در بلندمدت باعث افزایش صادرات و درآمد کشور و درنتیجه درآمد ملی میشود. اما بههرحال انتقال مصرف حال بهدورة آینده خصوصاً براي
کشورهاي توسعه یافته ممکن است با اعتراضات اجتماعی همراه باشد.
چالش دیگر بهوجود آمده در مورد نرخ ارز که میتواند بر رشد تولید در کشورها بسیار مؤثر باشد. چگونگی تغییرات نرخ ارز در یک بازة زمانی است. تغییرات نرخ ارز در زمانی که تجارت میان کشورها در سطح پایین بود، بهصورت شناور و کام ًلا آزاد در بازار ارز تعیین میشد ، ولی بهعلت آنکه سطح مبادلات اقتصادها بسیار پایین بود، نوسانات نرخ ارز نیز بسیار پایین بود. اما با رشد تجارت و افزایش تغییرات در مبادلات میان اقتصادهاي مختلف و تغییر و تنوع در شرکاي تجاري، نوسانات نرخ ارز به شدت افزایش یافت بهطوري که دیگر امکان شناور باقی ماندن نرخ ارز وجود نداشت. شناور بودن نرخ ارز در زمان کنونی همانطور که گفته شد منجر به نوسانات شدید نرخ ارز میشود. این امر باعث میشود برنامهریزي تولید و عرضۀ کالا بهخارج از کشور و واردات کالا کاملاً در فضاي نااطمینانی قیمتی قرار گیرد. این مسئله در تجارت جهانی باعث شده است که تجارت میان کشورها دچار آسیبپذیري نوسانات شود. بههمین دلیل مباحث چالشی در مورد چگونگی تغییرات نرخ ارز منجر به ایجاد نظامهاي ارزي مختلف شده است . نظام ارزي سازوکاري است که در آن چگونگی تغییرات نرخ ارز تعریف میشود و هر کشوري با توجه بهوضعیت اقتصاد و تولید در کشور خود بهترین نظام ارزي را در جهت رشد
تولید و صادرات و ثبات سطح قیمتها در اقتصاد انتخاب میکند

با توجه به مباحث ذکر شده در بالا، مشخص است، چگونگی تغییرات نرخ ارز میتواند در توسعه کشورها بسیار مؤثر باشد.

در حال توسعه درمورد نرخ ارز وجود دارد که اهمیت نرخ ارز را در این کشورها بیشتر میکند. در کشورهاي در حال توسعه تغییرات نرخ ارز بهغیر از آنکه میتواند بر صادرات و واردات و ورود و خروج سرمایه مؤثر باشد و از این طریق تقاضاي کل اقتصاد و درنتیجه تولید را متأثر کند، از طریق واردات کالاهاي سرمایهاي و واسطهاي نیز میتواند مستقیم ًا بر تولید و اشتغال نیز بهصورت علت مضاعف مؤثر باشد. در کشورهاي در حال توسعه، به نظر می آید ، تولید در سطح اقتصاد شدیداً بهورود کالاهاي سرمایهاي و تکنولوژیکی از کشورهاي توسعه یافته وابسته است ، این امر باعث میشود تغییرات نرخ ارز براي تولید در این دسته از کشورها بهمعناي تغییرات مهم در سطح قیمت کالاهاي سرمایهاي مورد نیاز این کشورها براي تولید باشد. در حقیقت برخلاف کشورهاي توسعه یافته که کاهش ارزش پولی بهمعناي افزایش صادرات این کشورها بود، براي کشورهاي در حال توسعه این امر نیز باید درنظر گرفته شود که کاهش ارزشی پول داخلی میتواند بهگران شدن کالاهاي سرمایهاي وارداتی و توانایی کمتر تولیدکنندگان داخل براي خرید و یا کمصرفه شدن تولید براي سرمایهگذاران خارجی در داخل تبدیل شود. همچنین نوسانات نرخ ارز میتواند، نااطمینانی قیمتی را نیز به این چالشها اضافه نماید. درحقیقت با توجه به موارد ذکر شده در کشورهاي در حال توسعه حساسیت نرخ ارز و نوسانات
آن در رشد و توسعه این کشورها، بیشتر از کشورهاي توسعه یافته نیز میباشد.
اهمیت و حساسیت این امر براي کشورهاي در حال توسعه که صادرکنندة مواد اولیه میباشند بیشتر نیز میباشد. زیرا در کشورهاي صادرکنندة مواد اولیه از جمله نفت ، مانند ایران ، بهعلت وجود بیماري هلندي در اغلب این کشورها و عدم وابستگی دولت بهدرآمدهاي مالیاتی، توجه دولت بهرقابتپذیري تولیدات کشور با خارج و زیرساختهاي تولیدي پایین است و این امر باعث شده است در یک دورة بلندمدت ، اقتصاد این کشورها بهشدت از لحاظ تولید و مصرف بهخارج وابسته گردند . این امر باعث می شود تغییرات نرخ ارز در این کشورها حساسیت بیشتري داشته باشد. علاوه بر این مسئله، در این کشورها بهعلت وجود درآمدهاي ارزي حاصل از نفت براي دولت، پایه پولی این کشورها بهارز حاصل از درآمدهاي نفتی وابستگی داشته باشد. درنتیجه با تغییرات نرخ ارز و یا حجم درآمدهاي نفتی ، رشد نقدینگی در کشور و درنتیجه سطح قیمتها نامتعادل و نوسانی باشد. این امر نیز چالشی دیگر است که میتواند تغییرات نرخ ارز را در این اقتصادها ، حساس تر کند. ایران، در زمره اي از کشورهاي در حال توسعه میباشد و همانطور که توضیح داده شد، نرخ ارز در ایران رابطۀ چالشداري با سطح تولید و رفاه در کشور دارد و این حساسیت تصمیمگیري در مورد نرخ ارز را در ایران بیشتر میکند. علاوه بر این موارد، شرایط اقتصاد ایران در دهههاي اخیر و خصوص ًا درحال حاضر ، حساسیت نرخ ارز در کشور را در چگونگی تأثیرگذاري آن بر اقتصاد ایران بیشتر نیز میکند. در اقتصاد ایران پساز انقلاب، وجود تحریمهاي اقتصادي باعث شده است تولید در سطح کشور
بهعلت عدم دسترسی آزاد بهخیلی از تکنولوژيهاي روز در امر تولید، علاوه بر مباحث ساختاري ناکارایی تولید، در رقابتپذیري با خارج ، ناتوانتر از سایر کشورهاي در سطح خود باشد. درنتیجه حساسیتهاي تصمیمگیري در مورد تغییرات نرخ ارز براي رشد تولیدات در کشوري که تقاضاي مصرفی آن با رشد جمعیت روند فزاینده دارد و تولیدات آن بهدلایل ساختاري و تحریمی ناکارامد است، بسیار زیاد است. بسیاري از صاحبنظران اقتصاد ، در کشور خواهان افزایش نرخ ارز واقعی در اقتصاد بهمنظور رقابتپذیري بیشتر قیمتهاي کالاهاي داخلی نسبت به خارجی براي رشد صادرات و تولید در کشور هستند و بسیاري دیگر از صاحبنظران اثرات تورمی ناشی از افزایش نرخ ارز واقعی در اقتصاد را بر تولید و رفاه جامعه بسیار زیانبار میدانند. بههمین علت، موضوع تعیین نظام ارزي و تغییرات نرخ ارز سالهاست که در کشور به چالشی تبدیل شده است. اما در زمان کنونی بهعلت تشدید تحریمها در اقتصاد، ممکن است تغییرات نرخ ارز دیگر در کنترل دولت نباشد و اقتصاد ایران ناچار ًا مجبور به تحمل نوسانات شدید ارز در کشور باشد. حال مسئله این است که تغییرات نرخ ارز واقعی چه اجبارًا و چه با توجه به سیاستهاي ارزي دولت چه تأثیر بلندمدتی بر سطح تولید در کشور دارد و آیا دولت میبایست نسبت به نوسانات و افزایش شدید نرخ ارز در اقتصاد ایران حمایت کند یا با سیاستهاي
کنترلی ارزي و سیاستهاي مکملی دیگر از افزایش شتابدار نرخ ارز جلوگیري کند

نظرات کاربران

افزودن نظر

دعوت از دوستان

با دعوت از دوستان خود می توانید امتیاز بگیرید و به دوستانتان در ایجاد ارتباطات کاری و صنعتی کمک کنید.
+۹۸
+ معرفی نفر بعدی

تبریک

شما به مدت یک سال در سامانه صبا عضویت فعال دارید

به حضور شما در بزرگترین جامعه صنعتی ایران افتخار می کنیم!

پس از تایید اطلاعات ثبت نامتان، یک تیک آبی دریافت نموده و پس از آن می توانید به عنوان کاربر عادی در سامانه صبا فعالیت نمایید.
مزایای کاربران عادی :
  • امکان ایجاد پروفایل شخصی (رزومه آنلاین)
  • امکان درخواست ارتباط و گسترش شبکه ارتباطات با سایر فعالین حوزه صنعت انتخابی
  • امکان ارسال پیام خصوصی برای افراد
  • امکان عضویت در گروه های تخصصی
  • امکان ثبت تجریه و نظر در ذیل صفحات مجتمع ها، واحدها، خطوط تولید و پروژه ها
  • و بسیاری از امکانات دیگر
پیشنهاد ما دریافت عضویت ویژه سامانه صبا می باشد که با کلیک بر روی آن می توانید از مزایای آن مطلع شوید.